ریسک در تامین مالی جمعی یک پدیده یکدست نیست. طرحهای دارای ضمانتنامه تعهد پرداخت بانکی با طرحهای فاقد هرگونه ضامن قابل مقایسه نیستند و کسبوکاری که سه سال سابقه فعالیت و صورتهای مالی حسابرسیشده دارد، با شرکت تازهتاسیس بیسابقه در یک رده قرار نمیگیرد.
شناخت لایههای مختلف ریسک و سنجش سطح مواجهه هر طرح با آن لایهها به ما میگوید که کرادفاندینگ چقدر ریسک دارد. در ادامه همین مسیر را طی میکنیم: ابتدا ماهیت ریسک را از ریشه بررسی میکنیم و سپس هفت حوزه کلیدی از نکول و شکست کسبوکار گرفته تا عدم تقارن اطلاعات را کالبدشکافی میکنیم تا در پایان، تصویری قابل استفاده برای تصمیمگیری داشته باشید.
ماهیت ریسک در تامین مالی جمعی
تامین مالی جمعی برخلاف سپرده گذاری بانکی، یک شراکت در طرحی مشخص است که طبق ضوابط فرابورس، سرمایهگذار و متقاضی در سود و زیان آن شریک میشوند. همین ساختار، سودآوری را از حالت قطعی خارج میکند و به جای وعده نرخ ثابت، انتظار بازدهی بر پایه عملکرد واقعی کسبوکار را جایگزین میسازد.
طرحهای تامین مالی جمعی غالبا متعلق به کسبوکارهای نوپا یا در مراحل ابتدایی توسعهاند که سابقه عملکرد بلندمدت ندارند. دادههای جهانی نشان میدهد حدود نیمی از استارتاپها در پنج سال نخست شکست میخورند و همین نسبت، بنیادیترین ریشه ریسک این مدل است.
لایه سوم ماهیت ریسک، مبنای قانونی آن است. دستورالعمل تامین مالی جمعی فرابورس، عامل مجاز (پلتفرم) را نه مشاور سرمایهگذاری که خدماتدهنده فرایند جذب و نظارت معرفی میکند؛ به همین دلیل پذیرش بیانیه ریسک پیش از مشارکت، به یک الزام رسمی تبدیل شده است. این بیانیه صراحتا تاکید میکند سودآوری قطعی نیست و در صورت شکست یا انحراف طرح، احتمال ضرر و حتی از بین رفتن سرمایه وجود دارد.
ریسک نکول و شکست کسب و کار
شکست در تامین مالی جمعی به شکل انحراف از طرح کسبوکار اولیه بروز میکند. تیم اجرایی به دلیل کمبود نقدینگی، تاخیر در تامین مواد اولیه یا ضعف زنجیره تامین، از برنامه زمانبندی عقب میماند، هزینهها از پیشبینیها فراتر میرود و در شرایط حادتر، پروژه هرگز به مرحله بهرهبرداری نمیرسد. در چنین وضعیتی سود پیشبینیشده در فراخوان اولیه که مبنای تصمیم سرمایهگذاران بوده، عملا بیاعتبار میشود.
شکل جدیتر این ریسک، نکول در پرداخت است. یعنی کسب و کار دیگر نمیتواند به تعهدات مالی در سررسیدهای مقرر یا پایان دوره پایبند بماند. آنچه این ریسک را در اقتصاد ایران تشدید میکند، شدت نوسانات کلان است. تورم بالا و تغییرات مقرراتی میتواند پیشفرضهای یک طرح توجیهی را در عرض چند ماه بیاعتبار کند و کسبوکارهای کوچک را زودتر از بنگاههای بزرگ آسیب بزند، چون قدرت مقاومت مالی و تنوع منابع درآمدی کمتری دارند.
ریسک نقدشوندگی
یکی از بزرگترین تفاوتهای سرمایهگذاری در بورس یا صندوقهای درآمد ثابت با تامین مالی جمعی، موضوع دسترسی به پول است. در تامین مالی جمعی اصل سرمایه برای یک دوره معین که بین ۳ تا ۱۲ ماه (و در برخی پروژهها تا ۲ سال) است، مستقیما به خط تولید، خرید مواد اولیه یا توسعه محصول تزریق میشود و تا پایان دوره سررسید، غیرقابل برداشت خواهد بود.
این وضعیت، مفهومی را پدید میآورد به نام هزینه فرصت نقدینگی. در طول یک سالی که پول شما در طرح قفل است، ممکن است بازارهای موازی جهش کنند یا برای هزینهای پیشبینینشده به وجه نقد نیاز پیدا کنید، اما امکان ابطال زودهنگام قرارداد وجود ندارد. بنابراین هر سرمایهگذار باید این فرض را بپذیرد که پولی که وارد کرادفاندینگ میکند، تا روز آخر دوره به هیچ وجه در دسترس نخواهد بود.
ریسک پلتفرم و اعتبارسنجی
پلتفرم تامین مالی جمعی ارتباطی میان سرمایهگذار و متقاضی برقرار میکند اما این ارتباط منشا مجموعهای از ریسکهای مستقل به شمار میرود. نخستین مسئله، نوع درآمد پلتفرمهاست. درآمد سکوها عمدتا از کارمزد موفقیت کمپینها تامین میشود. همین مدل درآمدی اگر با سازوکارهای نظارتی سفت و سخت همراه نباشد، میتواند تعارض منافع ایجاد کند.
نکته مهم دیگر که سرمایهگذاران اغلب از آن غفلت میکنند، حدود مسئولیت حقوقی پلتفرم است. پلتفرم موظف به بررسی اسناد، احراز هویت، اعتبارسنجی و اخذ تضامین قانونی است، اما طبق دستورالعمل فرابورس، ضامن بازگشت پول یا تایید کننده سودآوری نهایی کسبوکار نیست. در متن بیانیههای رسمی ریسک صراحتا آمده که سکو توصیهای به سرمایهگذاری در هیچ طرحی نمیکند و در صورت نکول یا کلاهبرداری متقاضی، پلتفرم تنها پیگیریهای حقوقی را انجام میدهد و خسارت را از جیب خود پرداخت نمیکند.
علاوه بر این، در گوشه و کنار فضای مجازی همواره خطر پلتفرمهای بدون مجوز و کلاهبردار وجود دارد. گروههایی که با وعده سودهای تضمینی غیرواقعی و بدون داشتن نماد اختصاصی از فرابورس، سرمایه افراد ناآگاه را جذب میکنند.
انواع تضامین و وثایق برای تامین مالی جمعی
عیار واقعی ریسک در یک طرح تامین مالی جمعی، در بخش تضامین آن مشخص میشود. بسیاری از سرمایهگذاران با دیدن عبارت «تضمین اصل سرمایه» آسودهخاطر میشوند، بدون آنکه بدانند جنس این تضمین چیست و وصول آن در شرایط بحرانی چقدر زمان و توان حقوقی میطلبد. وثایق در طرحهای کرادفاندینگ معمولا در چهار دسته قرار میگیرند:
- ضمانتنامه تعهد پرداخت بانکی: بالاترین سطح ایمنی را در این بازار رقم میزند. اگر متقاضی ورشکست شود، فرار کند یا به هر دلیلی پول را ندهد، بانک صادرکننده ضمانتنامه ملزم است بدون قید و شرط و بلافاصله پس از مطالبه، اصل پول را به سرمایهگذاران برگرداند. این طرحها کمترین ریسک را دارند و سود پیشنهادی آنها اندکی کمتر از سایر طرحهاست.
- ضمانتنامه صندوقهای پژوهش و فناوری: متداولترین شیوه تضمین در اکوسیستم نوآوری ایران است. این صندوقها که با مجوز قانونی فعالیت میکنند، تعهد پرداخت اصل سرمایه را تضمین میکنند. هرچند اعتبار این ضمانتنامهها بالاست، اما سرمایهگذار باید بداند توانگری مالی هر صندوق با دیگری برابر نیست و بررسی سقف تعهدات و سابقه صندوق ضامن اهمیت دارد.
- چک، سفته و وثایق ملکی یا ضامن شخص ثالث: پرریسکترین شیوه تضامین به شمار میرود. چک یا سفته صادر شده توسط مدیران شرکت، ضمانتنامه نقدشونده فوری نیست؛ در صورت نکول، سرمایهگذار یا پلتفرم باید فرآیند پیچیده و زمانبر اجرای ثبت و دادگاه را طی کنند که ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد و در این مدت تورم، ارزش پول را فرسایش دهد.
نتیجهگیری درباره ریسکهای کرادفاندینگ
تامین مالی جمعی مسیری شفاف برای سهیم شدن در سود واقعی کسبوکارهای مولد با بازدهی بالاتر از سپردههای بانکی است. اگر قصد ورود به این مسیر را دارید، به عنوان گام نخست، پیش از تصمیمگیری درباره هر پروژه، به صفحه فرصتهای سرمایهگذاری در سایت سر بزنید و شرایط وثایق، نرخ سود علیالحساب و کارنامه شرکتهای فعال در سکوهای مختلف را کنار هم بگذارید و اولین گام را با یک طرح دارای ضمانتنامه بانکی یا صندوقهای معتبر بردارید.
سوالات متداول
آیا امکان فسخ قرارداد پیش از سررسید برای سرمایهگذار وجود دارد؟
خیر. در قراردادهای تامین مالی جمعی، اصل سرمایه تا پایان دوره سررسید در طرح قفل میماند و امکان بازپسگیری پیش از موعد توسط سرمایهگذار پیشبینی نشده است.
اگر پلتفرم تامین مالی جمعی تعطیل شود، تکلیف سرمایه من چه میشود؟
سرمایه شما در اختیار شرکت متقاضی است و در حسابهای بانکی مرتبط با طرح نگهداری میشود؛ بنابراین تعطیلی پلتفرم به معنای از دست رفتن اصل پول شما نیست و نهادهای ناظر (فرابورس) پیگیر تعهدات باقیمانده خواهند بود.
آیا سودهای پرداختی در تامین مالی جمعی مشمول مالیات میشوند؟
خیر. سود حاصل از مشارکت در طرحهای تامین مالی جمعی طبق قوانین فعلی، جزو درآمدهای معاف از مالیات بر درآمد برای اشخاص حقیقی محسوب میشود.
تفاوت “سود علیالحساب” با “سود قطعی” در این طرحها چیست؟
سود علیالحساب مبلغی است که بر اساس پیشبینیهای اولیه در دورههای زمانی مشخص پرداخت میشود، اما سود قطعی تفاوت میان درآمد واقعی نهایی طرح و هزینههای آن است که در پایان دوره محاسبه و پرداخت میگردد.
آیا من به عنوان سرمایهگذار حق رأی یا دخالت در مدیریت پروژه را دارم؟
خیر. سرمایهگذار در این مدل صرفا تامینکننده مالی است و حق دخالت در تصمیمات مدیریتی یا اجرایی شرکت متقاضی را ندارد.