واگذاری سایپا با مدل تازهای از خصوصیسازی همراه شده که در آن دولت ۲۰ درصد سهام را حفظ میکند و مدیریت شرکت را به بخش خصوصی میسپارد. وزارت صمت هم اعلام کرده خریدار لزوما نباید خودروساز باشد و مجموعههای غیرخودرویی هم میتوانند با تکیه بر منابع مالی و همراهی متخصصان وارد رقابت شوند.
واگذاری سهام سایپا با پرسشهای تازهای درباره شیوه خصوصیسازی این خودروساز همراه شده است؛ پرسش اصلی هم این است که آیا این واگذاری به الگویی خصولتی نزدیک میشود یا نه. در این طرح، دولت قرار است ۲۰ درصد از سهام خود را حفظ کند و مدیریت شرکت را به بخش خصوصی بسپارد.
سخنگوی وزارت صمت در گفتوگویی تلویزیونی توضیح داده که خریدار سایپا الزاما نباید خودروساز باشد. به گفته او، یک مجموعه غیرخودرویی هم اگر توان مالی کافی داشته باشد و از ظرفیت متخصصان این صنعت استفاده کند، میتواند وارد رقابت خرید شود.
همین تغییر نگاه، دامنه متقاضیان احتمالی را گستردهتر کرده است. نامهایی مانند بابک زنجانی، گروه انتخاب، گروه صنعتی زر، برخی مجموعههای فعال در صنایع غذایی و حتی بانک شهر در فهرست گمانهزنیها مطرح شدهاند. در کنار آنها، خودروسازانی مثل کرمان موتور، ماموت خودرو و برخی کنسرسیومهای قطعهسازی نیز از گزینههای احتمالی به شمار میروند.
برخلاف واگذاری ایرانخودرو، درباره سایپا ظاهرا قرار نیست دولت از ترکیب سهامداری بهطور کامل کنار برود. بر اساس توضیحات وزارت صمت، دولت سهم خود را نگه میدارد و همزمان مدیریت را به بخش خصوصی واگذار میکند. به این ترتیب، مدل جدید بیشتر به «واگذاری مدیریت» شباهت دارد تا خروج کامل دولت از شرکت.
در این چارچوب، مفهوم اهلیت هم تغییر کرده است. پیشتر تصور میشد فقط مجموعههای دارای سابقه مستقیم در خودروسازی یا قطعهسازی شانس حضور در فرآیند واگذاری را دارند، اما حالا توان مالی، برنامه مدیریتی و استفاده از شریک متخصص نیز میتواند بخشی از معیار ارزیابی باشد.
با این حال، وزارت صمت همچنان بر پیچیدگی صنعت خودرو و لزوم برخورداری از تجربه تاکید کرده است. برداشت از موضع جدید این است که شرط تخصص حذف نشده، بلکه شیوه اثبات آن تغییر کرده و میتواند از مسیر کنسرسیوم یا همراهی با تیمهای حرفهای تامین شود.
در چنین شرایطی، رقابت برای خرید سایپا از یک مزایده محدود به خودروسازان، به رقابتی میان سرمایهگذاران و مجموعههای صنعتی مختلف تبدیل میشود؛ رقابتی که نتیجه آن به این پرسش بستگی دارد که خریدار جدید فقط توان خرید شرکت را دارد یا میتواند سایپا را هم اصلاح کند.
اهمیت این واگذاری فقط به نام خریدار محدود نمیشود. سایپا با مجموعهای از مشکلات مالی، زیاندهی، بهرهوری پایین، هزینههای تولید، فشار بر زنجیره تامین و نیاز به سرمایهگذاری برای توسعه محصول روبهرو است. به همین دلیل، انتقال سهام پایان مسیر نیست و آغاز دورهای دشوار در مدیریت این خودروساز به شمار میرود.
یک کارشناس خودرو نیز این تغییر رویکرد را نشانهای از جابهجایی زمین بازی در واگذاری سایپا دانسته و گفته است که از این پس، فقط خودروسازان در میدان نیستند و سرمایهگذاران غیرخودرویی هم میتوانند با تکیه بر منابع مالی و همکاری با متخصصان وارد رقابت شوند.